تبليغاتX
بيا اي دل به كوچ خود نپاييم





















بيا اي دل به كوچ خود نپاييم

گاهي زندگي با تمام وجود ميخواد ثابت كنه

كه دنيا دست كيه!





من هم فهميدم كه من هيچ قدرتي ندارم، نه در كنترل كردن اونها، نه در مديريت كردن اونها،‌ هر چي فكر مي‌كردم اشتباه بود...

من خيلي ضعيف‌تر از اين حرفام...

بخاطر همينه كه ميگن ضعيفه!....شايد....

+نوشته شده در 90/11/08ساعت0:22توسط فاطمه م. | |

وضعيت آرام است

همان طور كه بايد...


هنوز هم گوش‌ها

و گيسوان

و انگشتانش را مي‌بُرند

هنوز هم جنين‌هاي زمستان

سقط مي‌شوند

هنوز هم...

دختران نابالغ عروس مي‌شوند و

پيرمردان داماد...



و من دور ايستاده‌ام و نگاه مي‌كنم

به دعواي بچه‌هاي گرسنه سر ته مانده‌ها

و دعواي انسان و سگ روي زباله‌ها....



هوا سرد است...

برف مي‌بارد...

مي‌لرزد...مي‌گريد...



دور ايستاده‌ام و نگاه مي‌كنم

به اشك بي پدري

و غم بي‌مادري

و آوارگي و درد و رنج....



دور ايستاده‌ام

پُرم از تهوع

تهوع از هر چه مذاكره و مصالحه و مناقشه و دمكراسي است...



وضعيت آرام است

تو هم دور بايست وطن‌دار!

+نوشته شده در 90/09/21ساعت20:43توسط فاطمه م. | |

سخت‌ترين كار دنيا آدم بودنه...

_______________________________________

اين روزها سخت به انسانيت شك كردم....

سخت به خودم و انسان بودنم شك كردم

به اين زمان

به همه چيز شك دارم

________________________________________

آيا من انسان...؟! شكاكي هستم؟!


من فقط به خودم و همه‌ي افراد مرتبط با خودم شك دارم...

به انسانيت همگي‌مان شك دارم...

حتي شما دوست عزيز...

+نوشته شده در 90/08/30ساعت1:43توسط فاطمه م. | |

وقتي زندگي روي دور بد بياري افتاد

مدام بد مياري!

اصلا مهم نيس كجا باشي...

كي باشي...

با كي باشي...

بد مياري...

________________________________________

از پاييز بدم مياد

از زرد و نارنجي بودن زياد هم بدم مياد

از خرمالو متنفرم!

________________________________________

از آدم‌هاي مغرور بدم مياد

اين دومين بار در اين هفته است كه از خودم بدم مياد!

؟؟!

+نوشته شده در 90/08/03ساعت1:21توسط فاطمه م. | |

كاش مي‌شد گاهي

منطقش را فهميد

كاش گاهي مي‌شد

صدايش را شنيد

تا پرسيد...

كاش گاهي به ما مي‌فهماندي...


+نوشته شده در 90/07/23ساعت12:16توسط فاطمه م. | |

اقا باز دلم گرفته است...

آقا بیا و با خود

یک ‍‍پرچمي بياور

رويش نوشته باشد:

من تروريست نيستم...

 

آقا بيا بياور

دو پا براي صالح

يك دست براي اجمل

گوش هم براي مادرشان...

 

آقا بيا و بنگر

در گوشه‌اي از اين شهر

پر است از كودكان قحطي

محتاج آب و نان اند...

 

آقا بيا و بنگر

در گوشه‌ي ديگرش

نوزاد‌هاي نارس

در جوي‌هاي آبند...

 

آقا بيا كه وضعيت وجدان خراب است

و

دلهاي پاك رو به اتمام...

 

آقا بيا و با خود

گل‌هاي سرخ بياور براي مينا

تا باز بفروشد سر چهارراهها

 

در بهت و حيرتم باز

از اين هم دورنگي

آقا اگر بيايي...

از تو بخواهم آيا؟!

بيايي يا نيايي؟

 

آقا اگر بيايي باز هم غروب غربت

سبز لباس سرباز

ترسناك خواهد بود؟

 

آقا اگر بيايي صالح كه پا ندارد

باز شاد خواهد شد؟!

 

آقا اگر بيايي...

چشم در راهت هستيــــــــــــــم...

+نوشته شده در 90/06/21ساعت13:47توسط فاطمه م. | |

ديگر گريه نكن...

اشك‌هايت مقدس اند برايم

اشك نريز

چشم‌هايت چشمه‌ي پاكي‌هاست و من

دوستشان دارم...



اشك نريز ...

اشك‌هايت سخت دلم را مجنون مي‌كند...



تو خودت مي‌داني سالهاست كه مجنون توام

اشك نريز...


+نوشته شده در 90/06/14ساعت15:50توسط فاطمه م. | |

فقط سه روز عاشق بود . . .

آنگاه كه به آسمان پر ستاره‌ي كابل نگاه كرد

سومين روز عاشق شدنش بود

عاشق ِ عاشق بود و بي خيال دنيا

فقط سه روز عاشق بود كه . . .



عشقش دعا كرد كه كابل بماند

كابل بماند و عشقش هم . . .



فردا . . .

ديگر عاشق نبود

نمي‌توانست عاشق باشد . . .



فقط سه روز عاشق بود . . .

+نوشته شده در 90/06/03ساعت17:12توسط فاطمه م. | |

باز تابستان شد...


مي‌خواهم

باز هم پا در آبهاي پغمان فرو برم

چشمانم را ببندم

و لحظه لحظه به تو نزديك‌تر شوم...

چه لذتي است با تو بودن حتي در خيال...

آنجا كه با توام، تو و نگاهت با من ايد...

و من ديگر تنها نيستم...

+نوشته شده در 90/03/28ساعت13:45توسط فاطمه م. | |

زندگي ام پر شده از رفت‌ها و آمد‌هاي بي روح...

و جدايي همچنان در پشت هر لحظه‌ي عمرم

كمين كرده است...

باز هم جدايي و ترس و اضطراب و تنهايي...

باز هم قهوه‌ي تلخ و دفتر خط خطي و بي خوابي...

باز هم جدايي كمين كرده است...

______________________________________

براي كسي كه هميشه به ياد روزهاي خوش با او بودن خواهم ماند و ديري نيست كه از هم جدا افتاديم و دلم حسابي برايش تنگ است...

+نوشته شده در 90/03/11ساعت21:34توسط فاطمه م. | |